محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 88
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
كشت « 1 » ؛ هرگاه چنين ذاتى را نسبت به الوهيت نتوان داد - العياذ باللَّه - ، چون در هر سگ وگربه چنين امرى را قايل توان شد كه تو عين خدائى ؟ ! ، و از اين جهت است كه اكثر ايشان را اعتقاد آن است كه همين كه اتّحاد ظاهر شد ديگر عبادت ساقط مىشود ، وعبادت بنابر توهم مغايرت است و به اين معنى تأويل كردهاند آيهء شريفهء ( وَاعْبُد رَبَّكَ حَتّى يَأْتِيَكَ الْيَقينُ ) « 2 » بمعنى وحدت وجود دانستهاند . چنان كه علّامهء حلّى رحمه اللَّه در كتاب « نهج الحق » آورده : كه خداوند عالم در چيزى حلول نكرده ، زيرا كه معلوم است كه چيزى كه در چيزى حلول كند محتاج به محلّش مىباشد ، وبديهى است كه خداى تعالى به غير محتاج نيست ، و هر محتاج به غير ممكن است ، پس اگر خداى در چيزى حلول كند ممكن بود ، وصوفيّهء اهل سنّت به اين قايل شدهاند وتجويز كردهاند بر خدا كه در بدن عارفان حلول كند . ببين ! اين مشايخ را كه تبرّك به قبرهايشان مىنمايند چگونه است اعتقاد آنان دربارهء خداوند ، كه گاهى جائز مىدانند حلول را و گاهى اتّحاد را وحال آنكه عبادت ايشان رقص كردن است و دست برهم زدن و غنا وخوانندگى
--> ( 1 ) - اختيار معرفة الرجال : 1 / 288 حديث 127 ، بحار : 25 / 299 حديث 63 ، تهذيب الأحكام : 10 / 138 حديث 8 . ( 2 ) - سورهء حجر : 99 .